محمدمهدی گورنگی، آهنگساز سریال تلویزیونی «سهدونگ سهدونگ»: با خود فكر میكردم اگر اين خانواده باهم آواز بخوانند چه میشود!؟
یادداشت محمدمهدی گورنگی، آهنگساز برجسته و با اخلاق ایران برای «نگاه کویر» و «ترانه خانه»؛
این روزها پخش سریالهای مختلف از شبکههای سیما، حال و هوایی خاص به تلویزیون ایران داده است. یکی از این سریالها؛ سریال «سهدونگ سهدونگ» به کارگردانی شاهد احمدلو است که از شبکههای استانی پخش میشود و مورد توجه بسیاری از مردم قرار گرفته است. ترانهی تیتراژ «سه دونگ سه دونگ» که با صدای خواننده خوش صدا و بیادعای کشورمان «فریدون آسرایی» اجرا شده نیز توانسته است ارتباط بسیار خوبی با مخاطبین برقرار کند. آهنگساز موسیقی متن و تیتراژ این سریال کسی نیست جز محمدمهدی گورنگی آهنگساز خَلاق و با اخلاق ایران، که پیش از این ساخت موسیقی سریال فوق العاده محبوب «مسافری از هند» و سریالهایی چون «فقط به خاطر تو»، «كمكم كن»، «غريبانه»، «برای آخرين بار» و ... را در کارنامه موفق خود دارد. با توجه به موفقیت سریال «سه دونگ سه دونگ» و موسیقیاش، از این آهنگساز صمیمی و اهل دل خواستیم که یادداشتی دربارهی ماجرای ساخته شدن موسیقی این سریال از آغاز تا پایان برایمان بنویسد که او نیز زحمتش را کشید. با هم یادداشت زیبای این آهنگساز با احساس و دوست داشتنی را که یکی از معدود حرفهایهای با اخلاق ِعرصه موسیقی ایران است، میخوانیم؛
«يكی از روزهای بهمن ماه ۱۳۸۹ بود كه آقای محمد صالحيان (تهيهكننده سريال) با من تماس گرفتند و گفتند سريالی طنز در دست تهيه دارند و در محلههای جنوب شهر تهران مشغول فيلم برداری هستند. با آقای صالحيان قبل از اين در دو مجموعه همكاری داشتم، سريال «اتاق اكسيژن» به كارگردانی آقاي مهدی مظلومی سال ۱۳۸۴ و سريال «بايرام» به كارگردانی آقای مسعود نوابی سال ۱۳۸۶. آقای صالحيان خلاصهای از داستان را برايم شرح دادند و قرار بر اين شد تا در فرصتی مناسب برای مذاكرات بعدی ديداری داشته باشيم. بعد از ملاقات با تهيهكننده و خواندن فيلمنامه ايدههايی خام و اوليه در ذهنم به مرور شكل میگرفتند تا اينكه اواخر بهار امسال برای ديدن و درک بهتر فضای سريال به محل فيلمبرداری كه در محله قديمی سرچشمه تهران بود رفتم. كوچههايی كه گرد و غبارِ قدمتشان را يدک میكشيدند و به سختی اتومبيل از گذرِ باريكشان عبور میكرد و خانهای قديمی و صميمی كه رازهای آمدگان و رفتگان را در سينه داشت. گروه مشغول تمرين و فيلمبرداری بودند، آنجا بود كه فضای ذهنی كه با خواندن فيلمنامه در سر داشتم، كم كم رنگ و بوی واقعيت به خود میگرفت، به خصوص با ديدن آن محله و خانه قديمی و بازيگران پرتوان ِ مجموعه. ساعتی گذشت و در زمان استراحت، آقای شاهد احمدلو كارگردان خوش ذوق سريال را ملاقات كردم. ديدار بسيار خوب و مفيدی بود، من از ايدههای اوليهای كه برای موسيقی سريال در ذهن داشتم گفتم و ايشان از جایجای ِ فيلمنامه و حساسيتشان در موسيقی. از همان ابتدای صحبتمان دريافتم كه آقای احمدلو موسيقی را خوب میشناسد و آگاهی خوبی دارد، فهميدم كه با كارگردانی روبرو شدهام كه میداند چه میخواهد و برای موسيقی فيلم جايگاه ويژهای قائل است. متوجه شدم كه او موسيقی اضافی نمیخواهد و موسيقی را در جای خودش و هدفمند میپسندد. اين موضوع برای هر آهنگساز فيلمی بسيار خوشحالكننده است.
ايدهی اوليه موسيقی تيتراژ ابتدايی مدتها قبل از اين ديدار در ذهنم شكل گرفته بود، ايدهای كه شايد جرقهاش از وجود يک خانوادهی نسبتاً شلوغ در سريال زده شده بود. با خود فكر میكردم اگر اين خانواده باهم آواز بخوانند چه میشود!؟ اين بود كه فكر نوشتن موسيقی كرال مرا رها نمیكرد. با آقای احمدلو اين ايده را مطرح كردم و ايشان گفت اگر فكر ميكنی خوب میشود پس حتماً میشود. اما مشكل اينجا بود كه من خودم به اطمينان نرسيده بودم. آيا موسيقی «آكاپلا» (موسيقی برای گروه كر بدون همراهی ساز) براي يک سريال طنز مناسب است؟...با اين حال دست به كار شدم و شروع به نوشتن اتودهای اوليه ملودی كردم، چون فرصت كافی داشتم با خيالی آسوده اتودها را بررسی میكردم تا بالاخره به ملودی دلخواه برای گروه كر رسيدم.
تناليته و فضايي كه براي موسيقی در نظر گرفته بودم با حال و هوای موسيقی ايرانی سازگار بود و نزديک به آواز بيات اصفهان. با توجه به فضا و مكان داستان تركيبی از موسيقی اصيل ايرانی با موسيقی پاپ (مردم پسند) مناسب بود. در ابتدا تصميم گرفتم كل موسيقی تيتراژ را به صورت آكاپلا بنويسم اما با فكر و تمركز بيشتر به اين نتيجه رسيدم كه سازها به مرور بايد به گروه كر بپيوندند تا جذابيت بيشتری برای شنونده ايجاد كنند، اين بود كه به اركستراسيون (سازبندی) هم فكر كردم. چه سازهايی مناسب ترند؟ سازهای ايرانی كه در موسيقی شهری ما كاربرد دارند همانهايی هستند كه امروزه در موسيقی سنتی ايرانی استفاده میشوند؛ تار، سهتار، نی، كمانچه، و... .از ميان اين سازها كمانچه و تار را انتخاب كردم، كمانچه به خاطر توانايی در اجرايی طناز و تار به خاطر صدای شفاف و جذابيت صوتیاش و بالاخره تركيب اين سازها با اركستر زهی، سولو ويلن، ويلنسل، پيانو، سازهای كوبهای و بعضی صداهای الكترونيک.
ملودی و تنظيم تيتراژ اول بعد از چند روز تمام شد و حال بايد دست به كار موسيقی متن و ترانه سريال میشدم. چون قرار بر اين نبود كه سريال در مناسبت خاصی پخش شود، آهسته آهسته اتودهای موسيقی متن را بر اساس ملودی و تم اصلی تيتراژ اول مینوشتم و گاهی هم به ترانه فكر میكردم. در همان ديدار اول با كارگردان يكی از صحبتهايی كه داشتيم در مورد ترانه بود، ايشان آهنگی از يک خواننده نروژی را با تلفن همراه برايم پخش كرد، اين موسيقی را قبلاً شنيده بودم. آقای احمدلو گفت من خيلی دوست داشتم ترانه سهدونگ سهدونگ مثل اين كار باشد، آيا میشود از اين موسيقی به يک نحوی استفاده كرد؟ من گفتم فضای حسی و ملوديک اين آهنگ و ذهنيت من برای موسيقی سريال دور از هم نيستند، من میتوانم حال و هوای اين موسيقی را در ترانه بگنجانم اما اثری كه ارائه خواهم داد يک موسيقی ايرانی (پاپ ايرانی) و مستقل خواهد بود. در هنگام نوشتن موسيقی ترانه سهدونگ سهدونگ نيم نگاهی به آن موسيقی داشتم تا به خواسته كارگردان نزديک شوم، اورتور (مقدمه) ترانه سريال، الهامی از آن موسيقی به همراه دارد. كارگردان با شنيدن اتود ترانه بسيار ابراز رضايت كرد. به مرور قطعات متن سريال هم نوشته و تنظيم میشد. با شاهد احمدلو چند قسمت را ديديم و برای هر سكانس به نتيجه میرسيديم كه موسيقی نياز است يا خير. او كار بلد بود و میدانست كجا موسيقی میخواهد و كجا سكوت... موسيقی متن با تصوير پيش میرفت، بيشتر صحنههای سريال شاداب و طناز بود بنابراين بيشتر قطعات متن هم شادابی و نشاط را تداعی میكرد. تقريباً نود در صد موسيقی متن بر اساس تم اصلی تيتراژ اول بسط و گسترش (وارياسيون) يافته و تنظيم شدند. ناگفته نماند كه من با خيال آسوده مشغول كار بودم كه زمزمههای پخش ماه رمضان آغاز شد. ابتدا در حد حرف و زمزمه بود اما به يک باره تقريبا پنج روز مانده به ماه رمضان با من تماس گرفتند و گفتند پخش برای ماه رمضان قطعی شده!... اين بود كه تجربه در آرامش و فرصت كار كردن در يک چشم بهم زدن تبديل به شتاب و عجله شد، ( مثل بيشتر كارهايی كه تا به حال انجام دادهام) به هر حال در آن فرصت باقيمانده شبانه روز كار كردم تا بتوانم به موقع موسيقی را برسانم. يكی از نتايج اين شتاب اين شد كه شعر نهايی تيتراژ، نيمه شبِ قبل از ماه رمضان در استوديو مدرن با سرودهای از شاعر ارجمند حسين متوليان و خواننده آن، روز دوم! ماه مشخص شد و اینگونه جناب فريدون آسرايی با صدای پر احساسشان آنرا اجرا كردند.
موسیقی تیتراژ سه قسمت اول مجموعه سهدونگ سهدونگ، بدون كلام و صدای خواننده پخش شد كه ملودی خواننده را ايمان جعفری پويان نوازنده برجسته كلارينت به زيبايی نواخت و از قسمت چهارم ترانه با صدای خواننده و ميكس اوليه ! و از شب پنجم بالاخره با ميكس نهايی از تلويزيون پخش شد. در اين بين گروه موسيقی سريال، صميمانه مرا ياری كردند كه از همه آنان ممنونم. از صادق نوری، علی جعفری پويان، ناصر رحيمی، بهزاد خدارحمی، سينا جهان آبادی، سودابه شمس، داود منادی، آرش عادلپور، رحيم ناحی، ايمان جعفری پويان، شهرام ركوعی، محمد رضا صفی، مونيكا لران، تينا جامهگرمی، فريبا اسدی، افسانه رحمانی، عامر شادمان، بيژن ارژن و...حاصل ماجرای موسيقی سريال سهدونگ سهدونگ آن شد كه شبهای رمضان ميهمان خانههای مردم خوبمان باشم.
تجربه سريالهای ماه رمضان و محرم برای من فراموش ناشدنی است، چند بار ديگر آن را تجربه كرده بودم، سريالهايی چون: فقط به خاطر تو، كمكم كن، غريبانه، برای آخرين بار، روز رفتن و اين بار سهدونگ سهدونگ. اميدوارم تلاش من و اندک بضاعتِ موسيقايیام مورد پسند و رضايت مردم صبورمان قرار گرفته باشد كه هنرمندِ بیمردم به هيچ نمیارزد و او هرچه دارد از لبخند رضايت هم ميهنان است.
غير از هنر كه تاج سر آفرينش است دوران هيچ منزلتی پايدار نيست.
محمدمهدی گورنگی - مرداد ۱۳۹۰
دیدگاه خود را بنویسید