محمدمهدی گورنگی:
از وقتی برادرانِ لوميِر در سال ١٨٩٥ ميلادی، اولين بار سينما را به مردم دنيا معرفی كردند، موسيقی فيلم هم در كنارِ پردهٔ نقرهای، بر جذابيتهای اين هُنر افزود و فيلم ها را همراهی كرد تا به سينمای ناطِق رسيد. سينمايی كه از كلام و ترانه هم بَهره بُرد تا مخاطب را بيش از پيش مجذوب سازد.
شايد ويژگیهای صنعتی و تجاری سينما بود كه از ابتدا باعثِ استفادهٔ روزافزون از هنرهايی شد كه چشم و گوشِ بيننده را بيشتر و بيشتر به خود جلب كند.
اين خَصيصهی سينما و تلويزيون است كه فُرصتِ بهتر و بيشتر ديده شدن، مشهور شدن، محبوب شدن، ثروتمند شدن و ... را در زمانی اندک برای هنرمند فراهم میكند و بازار رقابتِ هنرمندان در زمينههای مختلف را داغ و داغتر میسازد.
قطعاً رقابتِ سالم و منطقی در شكوفايی و خلاقيت هنرمندان نقشِ مؤثری دارد اما مشكل از جايی آغاز میشود كه عرصه برای رقابتهای ناسالم و غير اخلاقی مُهيا گردد.
وقتی در لايههای مختلفِ جامعه، بداخلاقی و فساد، فرصتِ بُروز و رُشد میيابد، وقتی كُلاهبرداریهای نُجومی آرام آرام برايِمان امری طبيعی جلوه میكند!، وقتي برای منافعِ شخصی حَق و حقوقِ ديگران ناديده گرفته میشود و ... اخلاقيات و روابطِ انسانی بيمار میشود و عرصهی حساسِ هنر نيز از اين بيماری در اَمان نمیماند.
آنگاه مافيا را «ما» میسازيم!.
مافيا در جهتِ كسبِ ثروت و شُهرتِ بيشتر.
بَر سَرِ گرفتنِ ترانهها و تيتراژهای سريالها و فيلمها چه رقمهايی كه جا به جا نمیشود، چه واسطهها، جيبهای مُبارک را پُر نمیكنند.
خوانندگانی كه برای تصاحُبِ يک تيتراژ، رقمهای آنچنانی پيشنهاد میدهند و رفتهرفته برخی تهيهكنندگان و حتی آهنگسازانِ گرامی اين امر را بديهی و حتی لازم میدانند، كه «فلانی» بايد پول بدهد تا معروف شود ...
و «فلانی» هم پول میدهد و عاقبت هر كدام از اين «فلانی»ها كه بيشتر هزينه كنند موفق ترند!
هنر آرام آرام كم رنگ میشود و ثروت جايش را میگيرد.
ضائقهی فرهنگی، هنری و شنيداری مردم را پُر میكنيم از اين خوراكیهای مسمومِ تجاری!
بيشتر اوقات ترانههای تجاریِ تيتراژها، مثلِ خورِشتِ «آبجُدا دونجُدا» بیربط به موسيقی مَتن و حتی بیربط به فيلمنامه و فضای تصوير، در انتها يا ابتدای فيلم و سريال سَر و كلّهاش پيدا میشود و «ما هيچ! ما نگاه!» ما محكوم به آن خوراکِ تجاری...
بیشک همراهی ترانهی خوب و مُرتبط با تصوير میتواند جذاب باشد و بر ماندگاری اثر بيفزايد.
يادش بخير روزگاری اگر برای فيلم و سريالی نياز به تيتراژ و ترانه بود، شاعر و آهنگساز كه معمولاً سازنده موسيقی متن هم بود، باهم و بر اساسِ داستان و هدفِ ترانه كه در خدمتِ تصوير بود و با مشورتِ كارگردان و فيلمنامهنويس كار میساختند.
اين روزها همه چيزمان پولی شده!
اين روزها برای هُنر هزينه نمیشود، بلكه برای سرمايهگذاری، هنر وسيله میشود.
تهيهكنندگان را به سَمتِ اِسپانسرها سوق میدهند كه خدای ناكرده هزينهی بِيتُ المال صَرف فرهنگ و هنر نشود! تهيهكننده خودش میداند چطور هزينههايش را تأمين كند، پس در اين ميان خوانندهٔ تيتراژ هم مثل بعضی از بازيگرانِ تازهكار، نقشِ اسپانسر را بازی میكند.
كاش روزی بيايد كه در مدارسِ ماهم مثل همهی دُنيا آموزش موسيقی بدهند، آنوقت سطحِ سليقه و ذائقهی شنيداری مردم اجازهی ظهورِ برخی كالاهای مسمومِ تجاری را نخواهد داد.
و باز تكرار میكنم!
"مافيا" را خودِ ما ساختيم و میسازيم.
به مُرور و نامحسوس پدرخواندههايی شديم كه برای مَصلَحت و مَنفَعت، همه كار میكنيم، همه چيز را دُور میزنيم، دروغِ مَصلحتی میگوييم، رشوههای مَصلحتی میدهيم و میخوريم، كُلاهبرداری مَصلحتی میكنيم و برای راحتیِ وُجدان، رفتارمان را به هر طريقی توجيه میكنيم.
راستی نكند زبانم لال اين نوشته «سياه نمايی» بيش نباشد!
پس؛ همه چيز خوب و عالی است! ...
محمدمهدی گورنگی
آهنگساز و مدرس دانشگاه
گفتگویی با پایگاه خبری «شما رسانه»
مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه خود را بنویسید