دوری از اصالت و نزديكی به سراشيب افول هنر!
محمــدمهــدی گورنگی، آهنگساز، كارشــناس موسيقی، عضو كانون آهنگســازان سينمای ايران و خانه موســيقی، درباره نقش رســانه ملی در معرفی موسيقی گذرا و هنر ســطحی به مخاطب و ماركت موســيقی به «قانــون» میگويد:
«متاســفانه تهيهكنندگان صدا و ســيما به تنها چيــزی كه فكر نمیكنند هنــر ، عيار و اعتبار هنرمند است. بســياری از تهيهكنندهها كه در حال همكاری با سازمان هستند و اصولا پيكره حال حاضر صدا و ســيما را تشــكيل داده اند، تنها به منفعت و كســب سود فكر میكنند و پول هايی كه پشــت اين قضيه دست به دست میشود تنها برای بولد كردن برخی افراد با هدف ويژه و بدون در نظر گرفتن آسيبهايی است كه به فرهنگ و موسيقی متفكرانه و هنری ايران وارد میشود. اين قضيه هم نه تنها در موسيقی كه گريبانگير تمام لايه های اجتماعی حال حاضر ايران شده است. حال اين دو فرد كه چند صباحی است نام شان نقل محافل شده تنها ظاهر و ويترين يک مافيای عظيم هستند كه در حال بلعيدن نيمی از موســيقی اصيل ايرانی است. اين جا صحبت از شخص نيســت، بلكه بايد به ريشهها، چگونگی و دلايل ورود اين افراد پرداخت». گورنگی با ريشه يابی جزيی از اين معضلات، ادامه میدهد:
«مــا وقتی به موســيقی ســنتی، اصيل و آكادميک خود توجه نمیكنيم، مســلماً موســيقیهايی در اطراف ما رشــد میكنند كــه بیهويتند و همان مقدار ناچيز اعتبارشان از كنسرت ها و برنامه هايی اســت كه مخاطب عام به دليل نداشتن شادی يا دانش كافی در آن ورود میكنند. مسئولان و بانيان هنر نيز باد به غبغب میاندازند كه مكانی برای تخليه انرژی مردم ايجاد كرده اند فــارغ از اين تفكر كه اين اقدامات، دور شــدن از اصالت و هنر واقعی و نزديک شدن به يك سراشيبی اســت كه اگر ادامه پيدا كند حتی گوری برای موسيقی باقی نمیماند كه بتوانند بر ســرآن گريه كنند!همين حالا نيز من در دانشگاه با دانشــجويی مواجه میشــوم كه وقتی از او دربارهٔ دستگاههای موسيقی ايرانی می پرسم نهايت جوابش به من تمبک و حتی گيتار است! يعنی يک دانشجوی رشتهٔ هنر، نام دستگاههای ايرانی كه هويت فرهنگی خودش هست را نمیداند. شما ديگر به عمق فاجعه پی ببريد»
روزنامه قانون / پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۷
دیدگاه خود را بنویسید